توضیحات
روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت یک کتاب رمان به قلم اسکاچی کول است دربرگیرندۀ مجموعهای از جستارهای نو و بیپرده (گاهی تلخ و گاهی خندهدار) دربارۀ خاطرات دختربچهای در یک خانوادۀ هندی مهاجر در فرهنگ غربی.

کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت مجموعهای از جستارهای نو و بیپرده (گاهی تلخ و گاهی خندهدار) دربارۀ خاطرات دختربچهای در یک خانوادۀ هندی مهاجر در فرهنگ غربی است که به مسائلی از جمله سوگیری جنسی، کلیشههای اجتماعی و تیرهروزیهای جهانی در زندگی میپردازد.
اسکاچی کول در کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت حس شوخطبعی تیز و برنده خود را برروی تمام ترسها، خشمها و لحظههای تاریک زندهاش میکشد.
خانم کول از سنین پایین کودکی آموخت که عامل تیرهبختیاش چه بود و از دیدگاه او هر چیزی میتواند به نااُمیدی منتهی شود. خواه گردشی در شهر برای خرید باشد که بد پیش میرود، خواه گفتگویی ناجور با آرایشگر محله، یا غلبه بر ترس نشستن در هواپیمایی که نیمی از کره زمین را در آسمان پرواز میکند، رویارویی با آدمهای بدجنس در اینترنت و کنار آمدن و مدیریت اضطراب والدینش.
جدا از این داستانهای شخصی، مشاهدههای دقیق در مورد زندگی در جایگاه زنی غیرسفیدپوست نیز جالب است، بخصوص در جایی که هر جنبهای از ظاهرش بهانهای برای متلکاندازی و مسخرهبازی از سوی دیگران میدهد. چنین شرایطی به هیچ زنی که برروی ازدواج و فرزندآوری تمرکز ندارد، فرصت نمیدهد تا مسیر شغلی برای خودش پیش بگیرد.











