توضیحات
معرفی
آنتونی اسکاراموچی در کتاب جهش به آن سوی گودال سردرگمی : چگونه کارآفرینان از سد شکستها میگذرند به بازگویی رویدادهای تاریخی شامل فراز و نشیب و بازسازی شرکتی به نام اسکایبریج میپردازد. موضوع این کتاب موفقیت در دنیای کارآفرینی و کسب و کار است.
او در این کتاب موفقیت در کارآفرینی قصد دارد تا به شما بیاموزد که چطور در محیط غیرقابل پیشبینی کسب و کار پیشرفت کنید.
شمار فراوان داستانهای موفقیت در میان جامعه آمریکا این تصور اشتباه را به وجود آورده که هر نوع کوششی در دنیای کارآفرینی ثمربخش خواهد بود. اما حقیقت طور دیگری است.
در جهان واقعی، اتفاقهای ناگوار در کسب و کار رخ میدهند. در جایی نامناسب استخدام میشوید، تصمیم راهبردی بدی میگیرید یا در پیامدهای یک سقوط ناگهانی بازار قربانی میشوید.
کسی نمیتواند اتفاقهای ناگوار در کسب و کار را مهار کند اما میتوان شیوه واکنش خود را مهار و از این طریق دستاندازها را به پلهایی به سوی ترقی در کارآفرینی تبدیل کرد.
خاستگاه کتاب
آنتونی اسکاراموچی بارها و بارها چنین تجربهای را در زندگی و کسب و کار خود داشته است. وی در کتاب جهش به آن سوی گودال سردرگمی قصد دارد تا حقایقی را در مورد کارآفرینی برایتان آشکار کند که خودش آرزو داشت مدتها پیش میدانست.
موفقیت یعنی سختکوشی، اضطراب و سکسههایی ریز که با هر گام اشتباه میتواند به فاجعه منتهی شود.
کتاب جهش به آن سوی گودال سردرگمی به شما نشان میدهد که چگونه از ناکامی به نفع خود بهرهبرداری کنید. همینطور مهارتهایی را در زمینه کارآفرینی پرورش دهید که برای پاسخگویی موثر در برابر رخدادهای غیرمنتظره نیاز خواهید داشت.
جهش به آن سوی گودال سردرگمی
دنیای کسب و کار بیرحم است. هیچ راهی برای دور زدنش وجود ندارد. این را در نظر بگیرید: نیمی از کسب و کار ها تنها در اولین سال بهرهبرداری از بین خواهند رفت و هشتاد درصد از کسب و کار های جدید تا پنجمین سالگرد خود با شکست مواجه خواهند شد.
در حقیقت صاحبان کسب و کار مانند گلادیاتور هستند، زیرا هر چه بیشتر مبارزه کنند به احتمال آماری بیشتری کسب و کار آنها از بین خواهد رفت. رسیدن به عرصۀ شناخت فرصتها نیاز به روانشناسی منحصر به فرد در عرضه کارآفرینی دارد.
چه عاملی باعث موفقیت واقعی در کسب و کار ، گسترش شرکت و ساخت ثروت حقیقی برای خودتان، سهامداران و کارمندان شما میشود؟ پاسخ این سوال ساده ولی عمیق است.
باید با مسئلهای خاص درگیری ذهنی داشته باشید: فهمیدن اینکه چطور میتوانید بیش از آنچه که هر کس دیگری بتواند تصور کند، برای دیگران کاری انجام دهید.
جملات برگزیدهی کتاب جهش به آن سوی گودال سردرگمی :
– با پیروی از قوانین چیزی یاد نمیگیرید. با وارد عمل شدن و زمین خوردن میآموزید.
– انضباط که فقط اعتماد و اطمینان دوطرفه میباشد، کلید موفقیت در جنگ و صلح است.
– از همهی حرفهای غمانگیز زبان یا قلم، غمانگیزترینش این است: ای کاش اینطوری بود!
– هیچ اتفاقی برای یک شخص ناامید کنندهتر از گرفتار شدن در یک سازمان صنفی بزرگ مدرن با مدیریت گروهی نیست.
– بسیاری از بازندههای زندگی کسانی هستند که نفهمیدند آن وقتی که دست از تلاش کشیدند، چقدر به موفقیت نزدیک بودند.
– نه قویترین و نه حتی هوشمندترین گونهها نیستند که زنده میمانند، بلکه آنهایی زنده میمانند که در مقابل تغییر هوشیارترین هستند.
در بخشی از کتاب جهش به آن سوی گودال سردرگمی میخوانیم:
همانطور که در ارتفاع 11 هزار کیلومتری به بیرون از پنجره نگاه میکردم، ذهنم کاملاً درگیر بود. اگر چه شخص خوشبینی هستم ولی نمیتوانستم تحولاتی را که در چنین زمان کوتاهی اتفاق افتاده بود باور کنم.
فقط در طول یک سال، من و شرکتم از حالت تقریباً از دور کسب و کار خارج شدن تا برگزاری یک کنفرانس بسیار موفق، حضور مرتب در شبکههای خبری مطرح کسب و کار. درآمدزایی از صندوق پوشش ریسک، داشتن نقشی در یکی از تأثیرگذارترین فیلمهای الیور استون و چاپ یک کتاب پیش رفته بودیم.
پیشرفت بسیار زیادی بود… و داشتیم سعی میکردیم از بخت و اقبال خودمان سود ببریم.
و ناگهان به طور غیرمنتظره، متوجه موضوعی شدم – به نظر میرسید از روی هزارتوی لانۀ خرگوش پریدهایم؛ همان گودال سردرگمی .
به جای اینکه بچرخیم، بپیچیم و وارد دالانی بیپایان شویم و به سوی فاجعهای غیرمنطقی، بیمعنا و ناشناخته برویم، به طور استراتژیک با پذیرش شکستهای احتمالی و تبدیل آنها به موفقیتهای بالقوه، آیندۀ اسکایبریج را مهار کردیم.
ادامه گزیدهای از کتاب جهش به آن سوی گودال سردرگمی
در آن ایام سخت، تسلیم شدن و رها کردن کسب و کار آسان بود، اما اینطوری زیربنای کسب و کار را به طور کامل از دست میدادیم. به انعطاف پذیری و موفقیت بینظیری که تیممان نشان داد افتخار میکنم و سعی میکنم هرگز سختیها را در این مسیر کارآفرینی فراموش نکنم.
اما باید اعتراف کنم که هیچگاه میزان گردش مالی شرکتم را تصور نمیکردم. مطمئناً شانس در خوشبختی من نقش داشت. نمیتوانم آن را انکار کنم اما باز هم چیزی بیش از شانس بود.
به انتظار برای اتفاقات خوب پایان دادم. دست به کار شدم تا اتفاق خوبی بیافتد. آبراهام لینکن این کار را تأیید میکند: «بهترین راه برای پیشبینی آینده، ساختن آن است»، و پیش از این هرگز اینچنین سرنوشتم را در کنترل خودم احساس نکرده بودم؛ حداقل آن قسمتهایی که میتوانستم کنترل کنم.
فهرست مطالب
سخن ناشر
پیشگفتار
مقدمه
فصل 1: شکل اتفاقهایی که رخ میدهد؛ دوراندیشی سر هر پیچ
فصل 2: از در خطر بودن تا تغییر روش؛ پذیرش اشتباهات و به پیش رفتن
شناسایی اشتباهات و پذیرش خطاها
محور تغییر روش
بازنگری کنید و بیاموزید
فصل 3: ترس. شکست. تمرکز؛ درسهای زودهنگام در کارآفرینی
مواجه شدن با شکست و کنار آمدن با آن
تسلیم نشوید
هیچ چیزی به عنوان ناهار رایگان وجود ندارد
تمرکز بر نسبت ریسک به سود
تمرکزِ بیشتر بر فرآیند، نه پیامد
فصل 4: به خودتان بیایید! نگاهی به عقب کنید تا بتوانید به جلو حرکت کنید
جهش به آن سوی گودال سردرگمی
فصل 5: طرح کلی کارآفرینی: نبایدهای راه اندازی کسب و کار
پول را صرف کارهای اشتباه نکنید
فکر نکنید میتوانید این کار را تنها انجام دهید.
ایدهات را بیش از حد پیچیده نکن
چرخ را دوباره اختراع نکن
فصل 6: کینه به دل گرفتن؛ آن احساس دلخوری را از خودتان برطرف کنید
فصل 7: آشنایی با امور مهم در زندگی: کلیدِ «ثروتمند» زیستن
صرفاً به خاطر پول وارد کسب و کار نشوید
سروصدای مزاحم را حذف کنید و به صداهای منفی اعتنا نکنید
باور داشته باشید که موفق خواهید شد
فصل 8: شراکت؛ منحنی J، که در مدرسۀ کسبوکار چیزی دربارۀ آن نمیآموزند
فصل 9: در مذاکره نیازی به جنگ نیست؛ پول را روی میز بگذار
فصل 10: کوارتربکها را استخدام نکنید، لاینمنها را بهکار بگیرید؛ فرمول سادۀ ساخت تیم موفق
صابون و دئودورانت
ابتدا اخراج کنید، بعداً سؤال بپرسید
افراد کارآفرین را استخدام کنید
از بهترینها و شجاعترینها بیاموزید
جهش به آن سوی گودال سردرگمی
فصل 11: شخص به شخص؛ از مدیریت تا شهروندی سازمانی
واگذاری مسئولیت
توانمندسازی
مسئولیتپذیری
ایجاد فرهنگ اخلاقی
سیاستها و برداشتها
قانون 1: هیچ چیزی را به خود نگیرید.
قانون 2: از ساختوپاخت در جهت منفیگرایی دوری کنید
قانون 3: تأثیرگذارها را پیدا کنید
فصل 12: وجهه خیلی مهم است؛ صاحب پیام خود شوید
قانون 1: راهبرد خاصی در روابط عمومی پیش بگیرید
قانون 2: فرهنگ ارتباطی تدوین کنید
قانون 3: روابطی فوقالعاده خوب با مشتریان داشته باشید
فصل 13: شبکهسازی، خونسردی و اینکه خود واقعیتان باشید؛ کلیدهای ایجاد روابط
یاد بگیرید کسی باشید که اول جلو میرود
در مورد کسب و کار بحث نکنید
قبل از ورود به اتاق خود را در حالت ذهنی مثبتی قرار دهید
پیگیری در دو روز
شبکهسازی باید سرگرمکننده باشد
مراجعات مکرر داشته باشید
هرگز ترس به خود راه ندهید
بر حس ناامنی و بیاعتمادی خود غلبه کنید
جهش به آن سوی گودال سردرگمی
فصل 14: بفروشید بیآنکه روحتان را بفروشید
عقبنشینی کنید و پنهان شوید
دوباره تلاش کنید
«نه» را به «حرکت» تبدیل کنید
کارمای اعتماد [اگر اعتماد بکاری، اعتماد درو میکنی]
رابطۀ متقابل
اعتماد
ارتباط دوسویه
کارما (هرچه بکاری، همان را درو میکنی)
فصل 15: جسور باشید، بازاریابی مستلزم جسارت است؛ برای مطرح بودن باید دل را به دریا بزنید.
قانون اول: بیرون بروید و با مطبوعات گفتگو کنید
قانون 2: بر آنچه شما را متمایز میسازد، تمرکز کنید
قانون 3: برای انتشار پیامتان از ابزارهای غیرسنتی استفاده کنید
قانون 4: رویکرد یک مدیر پرتفوی را نسبت به بازاریابی اتخاذ کنید
نتیجهگیری: من کافی هستم
مردم لولوخورخوره نیستند
تماس چشمی برقرار کنید
طوری تمرین کنید انگار نمایش اجرا میکنید
دربارۀ نویسنده